X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بسند صحیح  از ابوبصیر روایت است که بحضرت امام صادق عرض کردم : یابن رسول الله چیزی از اوصاف بهشت بفرما که مرا مشتاق گردانی .

امام صادق فرمود:یاابا محمد! بدرستیکه بوی بهشت را از هزار سال راه  میشنوند و پست ترین اهل بهشت را آنقدر میدهند که اگر جمیع انس و جن در منزل او وارد شوند و از طعام وشراب او بخورندهمه راکافی باشد. و کمترین اهل بهشت چون داخل بهشت میشود ، سه باغ بنظرش می آید. چون داخل پست تر میشود در آم مشاهده میکند از زنان و خدمتکارن و نهرها و میوه ها انقدر که خدا خواهد،حمد وشکر الهی بجا میآورد ،میگویند به او به جانب بالا نظرکن. چون نظر میکند، در آنجا نعمت و کرامتی چند مشاهده میکند که در باغ اول ندیده است. پس گوید پروردگارا این را نیز بمن کرامت کن . خطاب رسد اگر این را بدهم شاید باغ دیگری را بطلبی. او گوید نه همین مرا کافیست و از این بهتر نمیباشد.

چون به ان حدیقه(باغ) در آید ،مسرت وشادی او عظیم گرددو شکر الهی بجا بیاورد ،پس خطاب رسد در جنه الخلد را بروی او بگشایند، بیشتر انچه در بهشت دوم دیده بود در آنجا مشاهده میکندف فرح و سرورش مضاعف گرددو بگوید :پروردگارا تراست حمدیکه شمارش آن نتوان نمود که منت نهادی بر من به بهشت ها و نجات بخشیدی مرا از آتش.

ابوبصیر گفت:چون این بشارتها را شنیدم گریستم و گفتم فدای تو شوم دیگر بفرما و شوق مرا زیاده کن.

امام صادق فرمود: ای ابو محمد !نهری است که در طرفین آن نهر کنیزان از زمین روییده است چون مومن بیکی از آن کنیزان بگذرد و او را خوش آید ف او را از زمین میکند و حق تعالی بجای او دیگری میرویاند.

ابوبصیر گفت : فدایت گردم دیگر بفرما.

امام فرمود: مومن را هشتصد دختر باکره و چهر زن ثیبه و دو زن از حورالعین کرامت میفرماید.

ابوبصیر گفت : هشتصد دختر باکره به او میدهند.

امام فرمود : بلی،با هر یک از آنها که نزدیکی کند ،باکره اند.

ابوبصیر گفت: حورالعین از چه چیزی خلق شده اند؟

امام فرمود: از تربت نورانی بهشت مخلوق شده اند که ساقهای ایشان از زیر هفتاد حله(نوعی پارچه ) نمایان است و جگر مومن آیینه حورالعین است و جگر حورالعین آیینه مومن است.

ابو بصیر گفت :فدای تو گردم آیا سخنی هست که به آن متکلم شوند؟

امام صادق فرمود: بلی سخنی میگویند که هرگز خلایق بآن خوبی سخنی نشنیده اند.

ابوبصیر گفت: سخن ایشان چیست؟

امام صادق (ع) فرمود: میگویند ماییم جودانان، که پیوسته خواهیم بود و مردن ما را نمیباشد. ومائیم تنعم کنندگان وشادمانان که هرگز ما را اندوه نمیباشد و ماییم که در سرای جائذان پیوسته مقیمیم و هرگز از ان بدر نمی رویم و ماییم که پیوسته راضی و خشنودیم و در هیچ حال بغضب نمی آییم خوشا حال کسی که از برای ما خلق شده است و خوشا حال کسی که ما از برای او خلق شده ایم.ماییم که اگر یک تار زلف ما را در میان اسمان بیاویزند. نور ما آن دیده ها را خیره میکند.


****************************************************************

بسند صحیح از امیر المومنین (ع) روایت است که:

بهشت را هشت در است از یک در پیغمبران و صدیقان داخل میشوند و از در دیگر شهیدان و صالحان و از پنج در  شیعیان و دوستان ما داخل میشوند و من می ایستم بر صراط و دعا میکنم و میگویم خداوندا بسلامت بگذران شیعیان و دوستان مرا و هر که یاری کرده مرا و به امامت من اعتقاد داشته استدر دار دنیا. در آنحال ندا از منتهای عرش میرسد که دعای ترا مستجاب کردیم و ترا شفاعت دادیم در شیعیان تو . پس هر یک از شیعیان و دوستان من و آنانکه مرا یاری کرده اند و با دشمنان من جهاد کرده اند ، بکردار  و گفتار ،شفاعت کنند هفتاد هزار کس از همسایگان و خویشان و دوستان خود را .واز در هشتم سایر مسلمانان داخل میشوند ، از آن جماعتی که اقرار به شهادتین داشته باشند و در دل خود بقدر ذره ای از بغض ما اهل بیت نداشته باشند.

**************************************************************

بسند صحیح از امام صادق (ع) روایت است که:

حق سبحانه و تعالی در بهشت برای بندگان مومن خود در هر جمعه کرامتی مقرر فرموده است . پس چون روز جمعه میشود ،حقتعالی ملکی را نزد بنده ی مومن میفرستد با دو حله. چون آن ملک بدر بهشت آن مومن میرسد .به دربانان میگوید که از مومن رخصت بگیرید تا من نزد او ایم. دربانان بنزد مومن می آیند و میگویند فرستاده خدا بر در بهشت ایستاده و رخصت می طلبد، پس او بزبان خود میگوید مرا چه باید کرد؟ ایشان میگویند :ای سید وبزرگ وسرور ما! بحق آنخداوندی که بهشت را به تصرف تو در اورده ،کرامتی برای تو از این بهتر نیست که پروردگارت پیک و رسول به نزد تو فرستاده ،ملک در آید و آن دو حله را بیاورد.مومن یکی را بر کمر بندد و یکی را بردوش افکند .با پیک حقتعالی روان شود و بر هرچیز که بگذرد از نور او روشن شود . بیاید تا وعده گاه رحمت و کرامات . پس آنجا مومنان همگی مجتمع گردند. حق تعالی نوری از انوار جلال و معرفت خود بر ایشان تجلی فرماید. پس ایشان همگی بسجده در آیند. خطاب رسد بندگان من سر بردارید که امروز روز سجده و عبادت نیست . مشقت و کلفت طاعت و تکلیف را از شما برداشته اند. ایشان گویند :ای پروردگار چه چیز از این بهتر میباشد که به ما کرامت کرده ای بهشت را . جواب فرماید: بشما عطا کردم هفتاد برابر آنچه تاکنون دارید از جمیع نعمتها و کرامات . پس در هر جمعه مومن بر میگردد با هفتاد برابر آنچه داشته است ،پیش از آن جمعه.

این است که حق تعالی میفرماید :نزد ما زیادتهای رحمت و کرامت هست و روز مزید روز جمعه

است وشبش بسیار سفید و پرنور و روزش بسیار نورانی است. پس خدا را بسیا ر یاد کنید در این شب وروز مانند گفتن سبحان الله و ببزگی یاد کنید بمثل گفتن الله اکبر  ولا اله الا الله بسیار بگوییدو حمد وثنای الهی بسیار بکنید به گفتن الحمدالله  و غیر آن از ثناهای خدا و صلوات بر محمد وآل محمد بسیار بفرستید. چون بنده مومن از وعده گاه بر میگردد بهر چیز که میگذرد آنرا از نور خویش روشن میکند تا به نزد زنان خود می آید .زنانش میگویند بحق آن خداوندی که بهشت را بر ما مباح گردانیده ای سید ما هر گز ترا به حسن امروز ندیده ایم. او در جواب گوید که از تجلی نور جلال پروردگار خود نور و بها وحسن یافته ام.

بعد از آن حضرت فرمود:زنان بهشت رشگ (حسد) نمیدارند و حایض نمیشوند وبد خویی ندارند.

راوی گفت :فدای توشوم میخواهم از چیزی سوال نمایم و شرم میکنم از آن ،ایادر بهشت غنااست

حضرت فرمود: در بهشت درختی هستکه حقتعالی امر میفرماید بادها بر آن درخت میوزند و آنرا بحرکت در می آورند و از آن نغمه ای چند صادر میشود که خلایق هر گز بخوبی آن نشنیده اند.

و آن جزای کسی است که در دنیا ترک شنیدن غنا از ترس الهی کرده باشد.

راوی گوید: فدای تو گردم ،دیگر بفرما از اوصاف بهشت.

امام فرمود: حقتعالی بهشتی  بید قدرت خود خلق کرده که هیچ چشمی انرا ندیده و مخلوقی بر آن مطلع نگردیده است .پروردگار عالم هر صبح آنرا میگشاید و میفرمیاید شمیم و بوی خوش خود را بر اهل بهشت زیاده بفرست.این است که حقتعالی میفرماید.نمیداند هیچ نفسی انچه مخفی شده است برای ایشان از چیزهایی که موجب روشنی چشم و سرور ایشان است بجزای کارهای خیری که در دنیا کرده اند

****************************************************************

از امیر المومنین علی علیه السلام روایت است که

طوبی در خت است در بهشت که اصلش در خانه پیغمبر خدا است و هیچ مومنی نیست مگر آنکه در خانه او شاخه ای از آن درخت است .خواهش هر چیز که در خاطرش آید ، آن شاخ برای او حاضر میسازد و اگر سوار تندرویی در سایه آن درخت صد سال بتازد نمیتواند رفت. و اگر کلاغی از ته درخت پرواز کند آنقدر که پیر شود و از پیری بیفتد به بالای آندخت نرسد . پس سعی کنید در تحصیل چنین کرامتی .

***************************************************************

در سند دیگری از آنحضرت روایت استکه :

در بهشت در ختی است که بالایش حله ها (لباس) میروید و از پایینش اسبان ابلق زین ولجام کرده بیرون می اید که بالها دارند و سرگین و بول ندارند. پس دوستان خدا بر ان اسبان سوار میشوند و آنها پرواز میکنند بهر جایی که ایشان خواهند . پس میگویند جماعتی که در مرتبه پست تر از اینها ، چه عمل این بندگان ترا به چنین کرامت رسانیده. خداوند جلیل میفرماید: ایشان شبها به عبادت بر میخواستند و خواب  بسیار نمی کردند و روزه میداشتند و روز چیزی نمیخوردند و با دشمنان من جهاد میکردند و نمی ترسیدند و تصدق مینمودندو بخل نمی ورزیدند.

***************************************************************

امام صادق فرمود: طوبی درختی است در خانه امیرالمومنین و در خانه هر شیعه ای خاص از آن در خت است و یک برگ از آن درخت یک امت را سایه میافکند.

ودر حدیث دیگر روایت است که : پیامبر حضرت فاطمه (س) رابیسار میبوسیدند و این امر به طبع عایشه گران بود. روزی در این باب اعتراض کرد. حضرت فرمود: ای عایشه شبی که مرا به معراج بردند داخل بهشت شدم وجبرییل مرا نزد درخت طوبی برد و میوه ای از آن درخت بمن داد .پس حقتعالی آن میوه را نطفه کرد در صلب من . چون به زمین آ»دم با خدیجه مقاربت کردم  و او به فاطمه حامله شد .پس هر مرتبه فاطمه را میبوسم بوی درخت طوبی را از او میشموم

ور حدیث دیگری فرمود: فاطمه حوری سیرت و انسی صورت است و هر گاه مشتاق بوی  بهشت میشوم فاطمه را میبویم که از او بوی بهشت بشنوم.

*************************************************************

از عبدالله عباس روایت است که : حضرت رسول فرمود: حلقه ای در بهشت است از یاقوت سرخ ، وبرروی صحیفه ای از طلا آویخته ، هرگاهخ آن حلقه را بر صحیفه میکوبند صدا میکند یاعلی

****************************************************************

و نعمتهای بهشتی بسیار و مجال گفتن اندک

چت روم