X
تبلیغات
دکتر وقردوست
داغ کن - کلوب دات کام

روزی هارو الرشید ملعون برای تفریح به دیوانه خانی رفت. در میان دیوانگان جوان با متانت و آرامی را مشاهده کرد. بااو مشغول صحبت شد و به گمانش رسید که آوردن این جوان به دیوانه خانه ظالمانه بوده. در این هنگام خلیفه شرابی طلبید و خود جامی نوشید وجامی به جوان داد.جوان از گرفتن جام خودداری کرد. هارون اصرار کردتاجام شراب را بگیرد.

جوان دیوانه گفت:

تو شراب مینوشی که مثل من شوی ، اگر من بنوشم مثل چه کسی میشوم.

داغ کن - کلوب دات کام

درروزهای نخست وزیری امیرکبیر ؛یه روز احتشام الدوله عموی ناصر الدین شاه که فرماندار بروجرد بوده به تهران می یاد. وپیش امیر کبیر میره.

امیر کبیر میگه: وضع بروجرد چگونه است.

فرماندار جواب داد: قربان اوضاع به قدری در امن وامان است که گرگ ومیش از یک جوی آب میخورند.

امیر کبیر عصبانی شد و گفت : من میخواهم مملکتی که من صدر اعظمش هستم ؛ آنقدر امن و امان باشه که هیچ گرگی وجود نداشته باشه که در کنار میش آب بخوره.تو میگی میش و گرگ باهم آب بخورن.

احتشام الدوله که جوابی نداشت ؛سر به زیر انداخت و چیزی نگفت!

چت روم